آیدا نه ساله به سن تکلیف رسید...
چه قدر قشنگه وقتی آدم میتونه نماز بخونه وروزه بگیره وخدا را به خاطرهمه ی نعمتهای خوبش شکر کنه.وحالا دخترکم نه ساله شده یعنی به سن تکلیف رسیده و دیگه هم باید حجابش را بیشتر رعایت کنه وهم با خدای خودش راز ونیاز کنه چه قدر نازی وقتی چادر سفیدگلدار رو سرت میندازی ونماز میخونی گلکم منم اول جشن تکلیفت را بهت تبریک میگم وبعد جشن تولد نه سالگیت را وبه خاطر این دو جشن بزرگ ومهم زندگیت همه ی دوستات را دعوت کردم تا این جشن خیلی با شکوه برگزار بشه(فاطمه زهرا.پانیذ.مهلا.پریساونگار.مهشاد.دلبر...)اتفاقا خیلی بهتون خوش گذشت وحسابی رقصیدین برا عصرانه هم ماکارونی والویه درست کردم نوش جونتون.هدیه ی مامان چکمه ی سفید زمستونی بودو هدیه ی بابا قبولی خارج بود که تو حسابی خوشحال شدی ویک هفته بعد از تولدت راهی شدیم کلاس سوم بودی ومعلمت بابایی بود کم کم دوستای زیادی پیدا کردی (نسرین سارا نازنین فرشیدفاطمه)ولی از همه بیشتر نسرین را دوست داشتی وبا هم صمیمی بودین اونم دختر خوب ودوست داشتنی بود اهل بجنورد.تو مدرسه هم براتون جشن تکلیف باشکوهی برگزار کردن به همراه سرود ودکلمه که خیلی زیبا اجرا شد وکیک سه طبقه که آقای جابرزاده مدیرمدرسه سفارش داده بود واز همه مهمتر چادرهای فوق العادهقشنگ که یه خانم تاجیکستانی براتون دوخت وکادوهای زیادی که مدرسه وسفارت بهتون دادن

چه قدر هدیه !!!


همکلاسی های کلاس سوم

دو دوست صمیمی



آیدا نه ساله به سن تکلیف رسید... 
