آیدا خانوم چهار ساله قصه گو میشود
چهارمین سال تولدت همه ی فامیل وبچه های همسایه(پویا.پیمان.رضا.هانیه.نگین...)اومدن خونمون ویه تولد توپ گرفتیم حسابی ترکوندین برف شادی وفشفشه وبزن بکوب اون سال کادوی ما یه دوچرخه ی قشنگ بود:
البته برات بزرگ بود ...اولین باری که بردمت مشهد چهار سالت بود مثل دختر هندیا بودی. کلاس ژیمیناستیک میرفتی. شبایی که دخترخوبی بودی فرشته مهربون برات جایزه میاورد.با پیمان خیلی دوست بودی .با گصه میخوابیدی وهر شب باید برات قصه های متفاوت بگم تا بخوابی تازه بعد نوبت تو بود که برا من قصه بگی خلاصه اینقدقصه میگفتیم تا خانوم بخوابه![]()
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


آیدا خانوم چهار ساله قصه گو میشود 

