آیدا ی سه ساله به مدرسه میرود...
سال سوم من اصلا برا تولدت برنامه ریزی نکردم چون خونه اجاره ای بودیم وشرایط مهمونداری را نداشتیم البته تصمیم داشتم یه جشن سه نفره بگیریم که بابایی حسابی سوپرایزمون کرد شب تولدت که خونه پدر بودیم بابایی یه کم دیر اومد وقتی اومد با دست پر اومد یه کیک تولد ویه کادوی بزرگ اگه گفتی چی بود؟؟؟عروسک همونی که عاشقش بودی وهمیشه میگفتی کاش یه عروسک موزیکال داشتم تولد خوبی شد خاله اینا هم اومدن وبا پریسا کلی عروسک بازی کردی ...باید بگم تو این سن خیلی شیرین زبون بودی میگفتم آیدا الهی بی دختر بشی میگفتی خودت بی دختر شی
به کتاب خیلی علاقه داشتی وتا دلت بخواد مداد رنگی ودفتر نقاشی داشتی یه کیفم داشتی رو کولت میذاشتی میگفتیم آیدا کجا میری میگفتی میرم مدرسه بی تربیت

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


آیدا ی سه ساله به مدرسه میرود...
